هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

 
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢۱  

بلاخره این آقای چاوز هم بی خیال شد....

چه عجب!!! بعد از مدتها خاله بازی آقای چاوز با افراد مختلف در ایران ایشان ظاهراً به این نتیجه رسیدند که بی خیال سمند و تراکتور و غیره شوند و یه کم هم به خودشان برسند. بعد از استقبال های رسمی ایشان از سران دولت کشورمان ... حالا هم ایشان به همان گرمی پذیرای شکیرا خواننده کلمبیایی شدند... بعضیا الان فکر می کنند که چه خبره !!! کاش .... بابا ما رو چه به این حرفای خاله زنکی...


 
کی می توان نرفتن!!!
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢۱  

کی می توان نرفتن، گیرم پری نمانده

گیرم که سوختیم و خاکستری نمانده

با دوست عشق زیباست با یار بی قراری

از دوست درد ماند و از یار یادگاری

هجرت یعنی جدا شدن از خود، جدا شدن از آنچه بدان دلبسته ای... مسافر یعنی کسی که دل بر هیچ می بندد... مسافر یعنی آنکه هر دم بر دم پیش پشیمان نشود... آنجا که حسرت دم پیش را خوری منزلگاه آخر است، دیگر نه پایت پای رفتن است و نه نایت نای سفر!

بزگترین هجرت انسان هجرت از خود است... هجرت از خود ساکن به خودی که دنیا را می کاود... هجرت از خود به تمام کائنات... هجرت از انسان فانی به انسان باقی...

شب سردیست و من افسرده

راه دوریست و پایی خسته

تیرگی هست و چراغی مرده

می کنم تنها از جاده عبور

دور ماندن ز من آدمها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غمها

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا باز دل من قصه ها ساز کند پنهانی

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر سحر نزدیک است

هر دم این بانگ برآرم از دل

وای این شب چقدر تاریک است

خنده ای کو که به دل انگیزم

قطره ای کو که به دریا ریزم

سخره ای کو که بدان آویزم

مثل این است که شب نمناک است

دیگران را هم غم هست به دل

غم من لیک غمی غمناک است

 ومن همان مسافر غمناک شبهای سرد این خاکم ... مسافری که گرمی قلبهای انسانها را در هر جای این دنیا که باشند می پرستد و این یعنی تقدس، یعنی دیدن نور تمام هستی در هست های این دنیا... آنجا مقصد است... آنجا برای هجرت بارگه کمال انسانیت است


 
یار دبستانی!!!
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۳  
یار دبستانی من
با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو
رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما...

-------------------------------
نه شعار می خواهم بدهم و نه ناسزا و نه نفرین... نه می گویم مرگ بر ....
فقط می خواهم بگویم
آه ای عدالت
رویای سبز من
زنده می مانم برای اینکه تو را زندگی کنم


 
اخلاق ورزشی!!!
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۳  
امروز صبح که داشتم میامدم دانشگاه رادیو این خبرها را پخش کرد. قضاوت در مورد آنها با خودتان:
سازمان تربیت بدنی با صدور اطلاعیه ای از تماشاگران فهیم بازی استقلال و پیروزی به خاطر رعایت اصول اخلاقی تشکر و قدردانی کرد.
یازده نفر از تماشاگران بازی استقلال و پرسپولیس در درگیری های بعد از بازی دچار صدمات جدی شده اند که به بیمارستان ارجاع داده شده اند و حال دو نفر از آنها به دلیل برخورد ضربات چاقو، وخیم گزارش شده است.
سرتاسر مسیر استادیوم تا شهرک اکباتان دیروز(جمعه 12 آبان) پوشیده از خرده های شیشه اتوبوسها و مینی بوسهایی بود که تماشاگران را از استادیوم بر می گرداند.
نمی دانم قسم حضرت عباس رو قبول کنیم یا دم خروس رو!!!
آقا من خودم پرسپولیسی هستم ولی حقش است اون 150 میلیونی که به پرسپولیس داده شد رو ازش پس بگیرن یه جریمه درست و حسابی هم به حساب استقلال بنویسند و این محرومیت رو هم به هوای عید فطر و هید غدیر و 22 بهمن و غیره نبخشند تا شاید این باشگاهها یه کم به فکر بهبود فضای فرهنگی خودشان هم بیافتند.

 
نیازمند یابی!!!!
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٧  
هر دم از این باغ بری می رسد
تازه تر از تازه تری می رسد
بابا مرحبا به کمیته امداد... ما که از کمک کردن به محرومین محرومیم، لااقل اونا دارن به محرومان جهان رسیدگی می کنند... این چند روز غیبت رو هم فکر نکنید بی کار بودم... داشتم دنبال افراد کحروم و نیازمند می گشتم... اما دریغ از یک نفر... باور نمی کنید... خودتان ببینید... کمیته امداد از بس که در یافتن افراد دچار محرومیت دچار کمبود شده است که 30000 خانوار محروم در کشور آذربایجان را تحت پوشش قرار می دهد... چرا؟ خوب بابا معلوم است .. ما  دیگه با کشوری که به امید خدا راه پیشرفت به سوی قله های افتخار و جمعیت بالای 120 میلیون را طی می کند... نیازمندی نداریم... حالا که اینطور شده می رویم سراغ نیازمندان کشور های دیگر... ما که هر چی توی خیابونای شهرمون و چند تا شهری که توی این تعطیلات گشتیم نتونستیم کسی رو پیدا کنیم... کمیته امداد دست ما را هم بگیره ما هم در نقاط دیگر دنیا نیازمند پروری راه بیاندازیم.... یادمه که یه بنده خدایی می گفت اگر واسه یکی آب نداره واسه بعضیا نون که داره... یه لقمه نون و نیازمنده با هم دیگه یه جوری کنار میاییم...
sms های رسیده:
بیل گیتس: be mane ajeze bi nava 100 miliard komak kinid
چاوز: Agha ye samand ham be ma bedid kefayat mikone
ماندلا: ma ro lotfan moshtarake yeksal kereme sefid konande golpasand koind... nadarim be khoda
فیدل کسترو: Man ye omre donbale ye tighe gillet am... ina ke nafahmidan la aghal komite emdad be dade man berese az bad az raftane che hishki baram az baghali tigh dodar nakarde
یاسر عرفات: man in donya dochare kamboode chahe nafti hastam... do ta chah bara ma negah darid...ghol midam zood bargaradam
گاندی: ye kapshane ahmadi nejadi baraye man biarid be khoda inja zemestuna kheyli sarde ... manam ye harfi zadam moondam tooosh
بشار اسد: man har kar mikonam ghadam az in bolandtar nemishe... lotfan ye sete boland konande ghad befrestid
احمد شاه مسعود: che kar mikene?halet megirema
ولادیمیر پوتین: ta chan ta geda be ma nadid az nirugahe atomi khabari nis
البرادعی:az ghadimo nadim goftan zan cheshmo cheraghe khoonast... lotfan komak konid khooneye man bi chehelcheragh nemoone
جیانگ زمین:**************************************************
صد بار به این جیانگ گفتم موقع sms فرستادن زبون گوشیت رو عوضش کن.... فونتش رو گوشی من نمی شناسه... از بس که این آدم ناسیونالیسته.... sms هم به زبون چینی میده!!!!!!


 
نيازمندي ها
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٥  

به چند عدد نیازمند برای کمک کردن نیازمندیم.

منتظر اطلاعیه های بعدی ما باشید.


 
جمعه ها!!
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٥  

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه­ی یه عاشق واسه زنده موندنی

جمعه ها با همون حس غریب همیشگی شون قشنگند... جمعه ها با حس انتظار، جمعه ها با حس غربت، جمعه ها با حس هجرت، با حس تغییر .... آره جمعه با تمام این حسها است که زیبا می شود. فرهنگ انتظار در جوامع ماشینی امروز عادت فراموش شده ای است... ماندن به امید رسیدن به خوبی، زیبایی و گمشده همیشگی زندگی انسانهایی به مانند من... عدالت. صبح جمعه را به هوای بوی نرگس بیدار می شویم... عطر گمشده ای که تنها، بودنش را احساس کرده ایم... گمشده ای که هیچوقت به نبودنش عادت نمی کنیم... گمشده ای که گاهی فراموش می کنیم برای رسیدن به چیزی که انتظارش را می کشیم باید به سوی آن حرکت کنیم و حرکت یعنی هجرت، یعنی جدا شدن از خود، هجرت یعنی تلاش برای دست یافتن به آنچه مقصد است و به هر آنچه که مقصود است. و عدالت برای من یعنی رویای گمشده­ی کودکی که در بازیهای کودکانه آنرا چشیده است و هنوز هم در بازیهای بزرگسالی خود برای آن می کوشد.


 
راننده گان اتوبوس، تنظیم خانواده و رییس جمهور!!!
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱  
عجب روزگاری شده!!! باور کنید.... دیگر کار به جایی رسیده که مردها هم قرص ضد بارداری مصرف می کنند، ان هم نه هر مردی... مردهایی به هیبت رانندگان اتوبوس... خودتون اونها رو با اون سیبیلهایی که نصفش تو دهن اومده و سینه پشمالو با یقه باز و دست روغنی در حالی که دارند به مهستی گوش می دهند و رانندگی می کنند تصور کنید دیگر قرص ضد بارداری برایتان مشخص می شود عجب قدرتی دارد... در کنار همین خبر هم شنیده می شود که آقای رییس جمهور با رویکردهای تنظیم خانواده مخالفت کرده اند و خانوده ایرانی را شایسته داشتن بیش از دو بچه می دانند( البته بنده به شخصه فکر می کنم که خانواده ایرانی شایسته خیلی چیزهای دیگری هست که قبل از فرزند بیشتر باید به فکر آنها باشد) اما اگر رانندگان محترم اتوبوس از این قرصها سوءاستفاده نکنند، دیگر کسی مثل آقای رییس جمهور عزیز ما به فکر مخالفت با این پدیده شوم نمی افتد... من از اول هم گفته بودم که اعتیاد بلای خانمان سوز هست اما فکر نمی کردم که پای آن به سوزاندن مملکت هم بلند شود... قبلاً برای رد گم کردن توی ازمایش  کارهای دیگر بود ولی الان با این اتاقهای با شیشه های یکطرفه کار همه سخت شده، چند نفر را می شناسم که برای ازدواج آبرو و حیثیتشان دچار خط شده است... حالا هم از این طرف... نتیجه عملی این قضیه به کجا می رسد؟
زنان دیگر از روشهای تنظیم خانواده استفاده نمی کنند( چون ما در کشور ظرفیت 120 میلیون آدم بیکار را داریم... اشتغال ایجاد می کنیم، دانشگاه می زنیم و به خودشان می گوییم برای خودشان تدریس کنند و خودشان به خودشان شهریه دهند تا گردش پولی ایجاد شود، حالا اگر هیچ نفعی هم برای خودشان نداشت ما می توانیم پز دهیم که سطح سواد را در جامعه برده ایم بالا و به قول یکی از دوستان به مردم دکترای غول کشی می دهیم) هر چه فرزند بیشتر ساعت کاری کمتر ... برخی از زنان شاغل برای اضافه کاری بچه بیشتر می آورند و با اینکه به سر کار نمی روند و اضافه کاری هم می گیرند و مشکلات خانوادگی کمتر می شود( این را جزو نتایج روانشناختی قضیه هم می شود گذاشت... قابل توجه خانواده درمانگران عزیز)
اقتصاد دانان دنیا به این تیجه می رسند که برای خروج کشورهایشان از بن بست اقتصادی کلیه وسایل تنظیم خانواده را از دور خارج کرده و یا لا اقل با دستکاری کمی در آنها توطئه افرادی را که می خواهند از این وسایل استفاده کنند خنثی نمایند.
اخلاقیون هم به این نتیجه می رسند که اعتیاد خوب است به خاطر اینکه وسایل پیشگیری از بارداری را به مصرف می رساند و کمبود آنها در کشور احساس می شود و قیمت آنها می رود بالا و هر آدمی نمی تواند آنها را خریداری کند و به هر صورت کشور می تواند به نزدیک 200 یا حتی 300 میلیون برسد... در آینده نزدیک به فکر 1 میلیارد خواهیم بود.
سیاسیون هم می توانند سر مردم را اول به افزایش وسعت خانواده بدون کیفیت روابط در این خانواده ها گرم کنند سپس آنها آنقدر درگیر مشکلات یک لقمه نان می شوند که هیچ دردسر دیگری را نمی توانند برای دیگران ایجاد کنند.
یک کلمه حرف جدی: بابا به محض احساساتی شدن و بدون مشورت نباید هر حرفی را زد... گاهی بازخورد این حرفها در جامعه خیلی بدتر از آن هست که فکر می کنیم!!!