هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

سرم خيلی شلوغه!
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٢  

سلام دوستان،

می دونم که این فصل یکی از بهتین زمانها برای نوشتن هست، انتخابابت و جریانهای دیگر سوژه های عالی هستند. اما من به چند دلیل یه کم تنبلی کردم.

۱) برگزاری اولین کنگره هنر درمانی در ایران که من جزو هیات اجرایی اون بودم و در این کنگره از تنظیم کارهای کامپیوتری گرفته تا ارائه نمایش پانتومیم در حضور جناب آقای دکتر افروز( از چهره های ماندگار روانشناسی ) و همچنین ارائه مقاله خودم که با مراجعه به سایت دانشگاه شهید بهشتی(http://www.sbu.ac.ir/Site.aspx?ParTree=1311&LnkIdn=10703) می تونید از اون مطلع شوید. همه اینها بسیار درگیرم کرده بودند.

(۲) برنامه تلویزیونی با عنوان آموزشگاه خانواده که از ابتدای دی ماه از شبکه اول قرار است پخش شود. ببینید و نظر همینجا بدهید.

(۳) مقاله های خودم که برای بررسی به استاد راهنمایم باید ارائه می دادم تا برای نشر آماده شوند و به دلیل اهمیت کار وسواس خاصی را می طلبد.

(۴) پیگیری دعوتنامه برای کنگره هایی که در ایتالیا و استرالیا باید برای شرکت در آنها ویزا را دریافت کنم.

بقیه کارها را کامل یادم نمی آید ولی فکر کنم بیشتر بهانه نگیرم و سر فرصت مناسب یه مطلب درست و حسابی خدمتتون ارائه کنم. 

راستی از دوستان عزیز دعوت می کنم نسبت به انتخابات اخیر بی تفاوت نباشند، به نظر من این انتخابات در روند ادامه نهضت اصلاح طلبی در ایران نقش موثری می تواند داشته باشد، مطمئن هستم که اصلاح طلبان از اشتباهات گذشته درسهای خوبی گرفته اند. ما هم باید درسهایمان را به موقع پس دهیم.

در ضمن میلاد امام هشتم، امام رضای عزیز تمام مردم ایران را به همه آدمهای اهل معرفت تبریک می گم. امام رضا وقتی اومد ایران غریب بود ولی الان تمام ایرانیها یه گوشه از دلشون برای اون یه جای خاص دارن... باور کنید حتی اوانایی که منکر همه چیز می شوند. یه نگاه که به گنبد طلایی قشنگ حرمش که بندازی می فهمی که چقدر عاشقی! هیچ ربطی هم به سیاست و سوء استفاده آدمهای حقیر از اون نداره.