هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

انقلاب اسلامی پس از سه دهه! (قسمت سوم)
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٩  
شکل گرفتن یک مجلس اصلاح طلب و مجلسی که عملکرد دولت نهم را بتواند نقد کند بزرگترین ضربه ای است که به این دولت می تواند وارد شود، بنابراین نیروهای حکومتی برای خارج نشدن بازی از دستشان این بار می دانند که رفتن بیرون از بازی منجر به جدایی چندین ساله آنها از قدرت (آن چیزی که بسیار شیفته آن هستند و برای در دست داشتن آن دست به هر کاری می زنند- دل شیفتگان خدمت یا تشنگان قدرت؟)می شود، و این همان تجربه ایست که احمدی نژاد در دانشگاه علم وصنعت و در انجمن اسلامی آن دانشگاه بدست آورد. پدیده های نوین انقلاب اسلامی به خوبی می دانند ورود یک عنصر غیر همفکر آنها، قاعده بازی را از دست آنها خارج می کند. برای همین هم است که مهرداد بذرپاش 29 ساله، به ریاست یکی از بزرگنرین شرکتهای خودروسازی این کشور انتخاب می­شود (شایسته سالاری یعنی همین!!! فقط باید فرزند شهید باشی! خط تو با آقایان یکی باشد! آنوقت اول می روی در شهرداری! بعدش می روی ریاست جمهوری! به زور که نشد بری شورای شهر از دلت در میارن میری پارس خودرو!! اونجا حال نداد بهت اشکال نداره پول بیشتر برای تیم توی سایپا هست!!!) اما همین آقا وقتی بحث وزارت صنایع پیش می آید (رشته تخصصی ایشان صنایع بوده) به دلیل اینکه هنوز امتحان پس نداده باید منتظر دوره بعد ریاست جمهوری باشد. به همین دلیل است که در سفرهای استانی و حتی سفر حج رییس جمهور خبرنگاران خاصی هم باید همراه ایشان باشند (کامران نجف زاده را با آن کله ی تراشیده بعد از حج امسال حتما دیده اید) و حتی برای به هم نخوردن جو همراه حاج منصور عزیزشان را در تهران جا می گذارند و موجبات ناراحتی اش را پیش می آورند. چنین مدل برخوردی را به خوبی در طی مدت ریاست جمهوری احمدی نژاد در ایران می توان دید (برخلاف گفته های ایشان که دیگران را به باند بازی و ایجاد مافیا متهم می کنند عملکرد ایشان و همراهان و گماشتگانشان را در بخشهای مختلف مملکت با دیگران مقایسه کنید): در فدراسیونهای ورزشی با حضور محکم آقای علی آبادی این اتفاقات به خوبی پیش رفت. اقوام ایشان از پسرشان گرفته تا سایرین را در فدراسیونهای مختلف حضور موثری دارند. (مثال فدراسیون فوتبال را که همه دیگه می دانند.). در دانشگاهها این اتفاقات در ادامه تلاشهای احمدی نژاد و دوستانش بعد از شکست در هدایت جریان تسخیر سفارت آمریکا و تغییر هدف به ابتدا سفارت شوروی و سپس انگلستان، و راه انداختن جریان انقلاب فرهنگی و جریانهای ضد چپ، این دفعه شکل دیگری به خود گرفت. بسیاری از روسای دانشگاهها تغییر کردند و گردانه بازنشسته کردن اساتید غیر همفکر دوباره شروع به چرخیدن کرد. در حوزه سیاست خارجی حتی تحمل وجود لاریجانی برای احمدی نژاد سخت بود و با روشی که بسیاری از افراد غیر همفکر با خودشان را از جایگاههای مورد نظر خارج کرده بودند به تصفیه او هم پرداختند. در مورد سفرا در کشورهای دیگر هم که گفتن ندارد.

 
با کمی تاخیر
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٧  

1- دیشب با رضا و بهروز تو راه بودیم و از رشت بر میگشتیم. الان مخم زیاد جواب نمی ده.

2- مطالب پستهای بعدی رو آماده کرده بودم ولی تو یه هفته با اجازه دوستان مرخصی دادم و به کارهای دیگه رسیدم.

3-هفته پیش بعد از 8 سال دوباره رمان 1984 جورج اورول رو خوندم. ضمنا فایل PDF قلعه حیوانات رو هم دانلود کردم تا هر کدوم از دوستان بخوان براشون email کنم. (درباره هر دوی این کتابها می نویسم)

4- کم کم باید بی خیال انتخابات مجلس شد!!! دوستان حکما تبلیغات گسترده جبهه متحد اصولگرایان!!! را در روز راهپیمایی دیدند (احتمالاً رایزنی با قالیباف جواب نداده بود و گرنه یه بیلبورد به اندازه برج آزادی کنار اون واسه این ائتلاف و معرفی بیشتر کاندیداهاش گذاشته می شد) {به این می گن عدالت} همه با هم برابرند ولی بعضی ها برابرترند!!!!

5-هفته پیش انتخابات کانون دانش اموختگان دانشگاه گیلان بود. عدالت در انتخابات رو اونجا هم دیدیم. دمش گرم رضا خیلی توپ سخنرانی کرد. تا مشخص شدن نتیجه انتخابات فعلا اظهار نطر بعدی نداریم

6- فیاض ابلللله هوس کرده برگرده!!! اگر اینجا رو می خونه تهدیدش می کنم که هرچند شیرینی خداحافظی نداد و امیر به مناسبت اینکه شرش داره کنده می شه و از این مملکت می ره مهمونی داد ولی اگر برگرده همچین شیرینی برگشتی ازش بگیرم که حال کنه!!!

7- باید بچسبم به پایان نامه (فقط دیگه دفاع مونده)!!! دو جا پذیرش دارم که باید مدارک دانشگاهیم رو براشون هر چه زودتر بفرستم (دانشگاه بارسلون و دانشگاه مادبورگ لایپزیگ) هنوز درباره کانادا به نتیجه مشخصی نرسیدم هر چند که استادی که اونجا قراره برم پیشش از کار استقبال کرده.

8-قالب نو مبارک!!! 

 


 
موسوی لاری جوک تعريف می کند؟ آقای کروبی با شما هم هستم!!!
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٦  

نمی دونم آدم مجبوره  یک سری حرفهایی رو بزنه که سر و ته اونها رو خودش از هم تشخیص نمیده؟ آخه خدا پدرتو بیامرزه چرا چرت می گی؟ میدونی با این تعداد دوطلب منطقا و بر اساس بهترین حالت بیشتر از ۲۵ تا صندلی برای اصلاح طلبان توی مجلس نمی مونه؟ توی این دوره چند تا بود؟ حتما میگید ۲۰ تا؟ بابا دست وردار!!! آقای رییس ستاد اصلاح طلبان!!!! قضیه همان میله یه سر داغه شده واسه شما دیگه؟ سر داغشم داره دستتونو می سوزونه؟ وقتی خاتمی بره و برای وزیرای کابینه اش بخواد چک و چونه بزنه و کروبی هم دائم بیاد بگه من اون موقع اومدم توی مجلس جلوی تند روی بعضی ها رو بگیرم نشد و خودش رو از یه جریان دیگه بدونه!!! این ۲۵ تا صندلی رو می تونید بزارید وسط و آهنگ بزارید و دورش بگردید. تا آهنگ رو قطع کردید هر کس زودتر نشست اون می تونه نماینده بشه!!!

آقای لاری شعارهای اولی که در هنگام شکل گیری ائتلاف می زدید چی شد؟ بهارستان هشتم یعنی چی؟ یعنی قبرستان هشتم؟ چرا از اول انتظار مجلس اصلاح طلب نداشتید؟ چرا؟ از روبرو شدن با آدمهای دروغگوی دولت نهم می ترسید؟ یا شایدم شما هم مثل خیلی آدمهای دیگر می خواهید جمهوری اسلامی با حرکتهای اینها به همان بن بستی که الان در تمام دنیا همه منتظر آن هستند برسد؟ جنگ را دوست دارید؟ آقای کروبی مگه همه اینهایی که الان رد صلاحیت شدن از اونایی هستند که توی اون مجلس تحصن کردند؟ گرای اون آدمها رو همه شنیدیم چطوری به وزارت کشور دادن!! اگر جای دیگر هم بودن بازم به دلایل دیگر رد صلاحیتشون می کردند. راستی سرلیستتون هم رد شد؟ آقای منتجب نیا؟ بارها نزدیکای منزلشان ایشان را شبها در حالیکه نان گرفته و یا خرید دیگری کرده بودند و سعی می کردند در تاریکی به افکارشان آرامش دهند دیدم. الان فکر می کنید بازهم تاریکی شبها برای ایشان از تاریکی نگاه بعضی افراد در برابر رد صلاحیتها سخت تر است؟

اینبار می خواهید چی سمبل کنید تا محبوبیت کاذب خود را در میان مردم از دست ندهید؟ مردمی که وقتی می توانستید برای آنها کاری بکنید نکردید!!! برای جوانهایی که به پای دروغهای شما و سیاست بازیهای شما سوختند!! برای همه آنهایی که می توانستید و نکردید؟ وقتی می خواهید به کسانی مثل احمد بورقانی فکر کنید واژه اخلاق را دوباره برای خودتان مرور کنید. بین اخلاقیات در نزد شما و در نزد آنها چقدر تفاوت بود؟ برای احمدهای بروقانی آینده چه می کنید؟ اصلا برایتان فرقی می کند؟


 
پدیده دهه سوم انقلاب
ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٥  
{مرد هست و قولش، با یک روز تاخیر شد ولی فکر کنم دلیلش موجه بوده برای دوستان}
ظهور پدیده ای به اسم احمدی نژاد در بحبوحه دهه سوم انقلاب به اختلافات موجود و بالقوه ای که مدتها به دلیل مواجهه با جنگ مسکوت مانده بودند، دامن زده است. احمدی نژاد و همراهان و بالخصوص ایدئولوگ این جماعت ثمره هاشمی به خوبی می دانند که بازی دادن به افراد مقابل منجر به این می شود که توانایی انتخاب قواعد بازی به کلی از دست آنها خارج شود. حضور در انتخابات مجلس ششم برای این افراد تجربه ای به نهایت موثر و بی بدیل بوده است. در انتخابات مذکور و در شهر تهران افرادی که اکنون توسط وزارت کشور دولت ایشان رد صلاحیت شده اند در ردیفهای دوم تا سی ام لیست برگزیدگان شهر تهران قرار گرفته اند، در حالیکه اقای الهام وهمسرشان (که از نیروهای مورد اعتماد ایشان هستند و چندین پست را در اطراف ایشان اشغال کرده اند) در ردیفهای 63 و 64 این لیست هستند و خود ایشان در ردیف 68 و کمتر از 10 درصد رای کلی شهر تهران را به دست آورده و حتی با 40 هزار رای پایینتر از محمدرضا سرشار قصه گوی ظهر جمعه قرار گرفته است. به همین دلیل است که به با ورود این آقایان به عرصه انتخابات هشتمین مجلس ایشان با تمام قوا به مقابله با آنها می پردازند و حتی آقای افشار لیست افرادی را که باید رد صلاحیت شوند را در غالب ابلاغیه رسمی به استانداری ها می فرستد.

 
احمد بورقانی رفت
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٤  
نمی دونم چی شد ولی با این انترنت خوب در کشور خوبمان مجبور شدم این پست را دوباره بنویسم.
احمد بورقانی جزو آدمهایی بود که کار فرهنگی را به هر کار دیگری ارجحیت می داد. به همین خاطر حرفاشو خیلی دوست داشتم. به نوعی می توانست معلم خوبی برای افرادی که دوست دارند به جامعه خدمت کنند باشه. نبودن این آدمها به معنی از دست رفتن تفکر آنها نیست ولی وظیفه حفظ اون اندیشه را برای دیگران سخت تر می کنه. مخصوصا الان که ارزشها را دارند دگرگون می کنند. بگذریم. شاملوی عزیز یکبار که پیشش بودیم این شعر را برای ما خوند:
باید استاد و فرود آمد
بر آستان دری که کوبه ندارد
چراکه اگر به گاه آمده باشی در بان به انتظار توست
و اگر بیگاه
به در کوفتنت را پاسخی نمی آید
در برای احمد بورقانی کوتاه بود و او فروتن. سر پایین آورد، گردن خم کرد و آرام و بی صدا از در گذشت. خدایش بیامرزد.
{ادامه پست قبلی آماده بود، ولی امروز را برای یه معلم نوشتم، تا فردا که ادامه مطلب قبلی رو بگذارم....پس تا فردا... اگر نفسی باشد}

 
انقلاب اسلامی ایران پس از سه دهه
ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱۱  

با گذشت 30 سال از انقلابی که در نهایت به شکل گیری جمهوری اسلامی ایران شد، دستاوردهای آنرا به خوبی می توان مشاهده کرد. شکل گیری حکومت در دامن دین و به قول آقایان پاسداری از دین با استفاده از ابزار حکومت. به وجود آمدن تناقض در گفته ها و عملکرد همه افرادی که در رده های بالای این کشور در طی این سی سال کاملا مشخص و واضح و مورد انتظار همه گان بوده است. مقایسه این انقلاب با انقلابهای صورت گرفته در جاهای دیگر دنیا هرچند تفاوتهایی از جمله بر پایه دین بودن این انقلاب را نشان می دهد اما با پیگیری روند شکل گرفته در همه این انقلابها و همچنین انقلاب اسلامی ایران می توان فاصله گرفتن از شعارها و آرمانهای ابتدایی را مشاهده کرد. این فاصله گرفتن یا در نتیجه و یا خود منجر به فاصله گرفتن نیروهای نخبه موجود در شرایط دوران گذار این انقلابها از نیروهایی که صرفا در پی حفظ دست یافته­های مشخصی از این انقلابها بوده اند می شود. امروز انقلاب اسلامی در پایان دهه سوم ظهور خود با چالش بزرگی روبرو شده است. بسیاری از آرمانهای ابتدایی این انقلاب اکنون به شعارهایی تبدیل شده اند که پرچم آن در دست افرادی است که در باطن به گفته های پیشین خود معتقد نیستند. نقد آقایان به وجود انتخاباتهای تشریفاتی در دوران حکومت پهلوی اکنون گریبانگیر خود این آقایان شده است. از طرفی ورود افرادی که حمایت طیف روشنفکر جامعه را به دنبال دارند و در جامعه ابزارهای کمی برای ابراز عقیده در اختیار آنها قرار داده شده، به رده های بالای نظام برایشان غیرقابل تحمل است، زیرا که این عمل اختیار بسیاری از منابع موجود را از دست آنها خارج می کند و بالطبع امکان صرف کردن بی حساب این منابع برای ماندگاری بیشتر را از آنها می گیرد. و از طرف دیگر قرار دادن خود در برابر این افراد در جامعه به پایین آمدن بی حد محبوبیت آنها منجر می شود و خود این ماجرا به شکل گیری دو جبهه متفاوت در مقابل هم در کشور منجر می شود. این نقطه ای است که از ابتدا بزرگان این نظام از آن می ترسیده اند و به دنبال حذر از آن بوده اند.

{به دلیل جلوگیری از طولانی شدن مطلب تلاش می کنم این بحث را در چند قسمت پیش ببرم- بدیهی است که راهنمایی و کمک دوستان خواننده می تواند به درستتر پیش رفتن مطلب کمک کند.}


 
همبستگی وبلاگنویسان
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٠  
امروز یعنی 10 بهمن که همان 31 جولای باشد، روز همبستگی با وبلاگ نویسان هست. این روز را به تمام دوستان وبلاگ نویس تبریک می گویم. وبلاگ نویسی در ایران کم کم دارد به سن بلوغ نزدیک می شود ولی وبلاگ خواندن هنوز در طفولیت به سر می برد. از همه دوستانی که در زمینه وبلاگ نویسی و جا انداختن فرهنگ آن تلاش می کنند تشکر می کنم. امیدوارم وبلاگهای ما گامی باشد برای افزایش دانسته های ما و دوستان ما. امیدوارم نوشته های ما دراز کردن دست باشد برای لمس عدالت. امیدوارم دستهای ما چراغ روشن گر راهی باشد که حق را از باطل جدا می کند. امیدوارم همیشه در کنرا هم باشیم و همیشه این شعار را با هم بگوییم:
فکر می کنم، اعتقاد دارم به آنچه فکر کرده ام و درباره اعتقاداتم می نویسم پس هستم.

 
وقتی صدای همه در می آید
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٠  
این متن اعتراض آقای تاج زاده وزیر کشور دولت اصلاحات است، انقدر حرف واسه گفتن هست که دیگه آدم نمی دونه کدام را بگه. به هر حال خودتان بخوانید:

تاج‌زاده: اصولگريان با انتخابات آزاد مشكل دارند

 

 

مصطفي تاج‌زاده عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت گفت: عملكرد هيات‌هاي اجرايي منتخب فرمانداران دولت نهم سخن اصلاح‌طلبان را ثابت كرد كه اصولگرايان فقط با چند چهره راديكال اصلاح‌طلب مخالف نيستند بلكه آنان با انتخابات آزاد مشكل دارند و هيچ نيرو و حزبي را غیر از گروه خود برنمي‌تابند و همه را از میدان رقابتهای انتخاباتی حذف مي‌كنند.

از نظر اصولگرایان دوم خرداد و كل اصلاح‌طلبان بايد حذف شوند و واژه‌ها و صفاتي همچون تندرو و كندرو نزد آنان بي‌معنا است و آن را صرفاً براي ايجاد اختلاف بين اصلاح‌طلبان جعل کرده اند. اصولگراها پس از یکدست شدن حکومت اين بار پا را فراتر گذاشته و بعضي داوطلبان جناح راست را نيز كه حاضر نيستند به نفع رقيب راست خود كنار روند، حذف كرده‌اند كه نكند رقابت دو نامزد اصولگرا موجب پيروزي نامزدهاي غير اصولگرا شود.

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در گفت وگو با بهارستان ايران افزود: دولت آقاي احمدي‌نژاد كه قصد داشت به ملت آمريكا درس آزادي دهد و نگران تضييع حقوق شهروندان آمريكايي بود و مي‌خواست ناظراني براي اطمينان از سلامت انتخابات رياست‌جمهوري به آن کشور اعزام كند، در اولين مصاحبه خود پس از قلع و قمع داوطلبان انتخابات مجلس هشتم اعلام كرد به جاي هيات‌هاي اجرايي بايد كساني را كه رد صلاحيت شدند، سرزنش كرد که چرا ثبت نام کردند. اگرچه دفتر او بلافاصله خواهان عدم انعكاس این بخش از مصاحبه وي در رسانه‌ها شد اما خوشبختانه برخي از روزنامه‌ها سخنان وي را منتشر كردند و به اين ترتيب معلوم شد كه دولت نهم نه‌تنها در زمينه اجرايي و اقتصادي بي‌كفايت است و روز به روز بر دامنه گراني و تورم افزوده و مردم را در تنگناهاي گوناگون قرار داده است، بلکه در زمينه رقابت انتخاباتی با منتقدان خود هم تنگ‌نظر است و هم ناصادق.

وی افزود: براي مثال سردار افشار رئیس نظامی ستاد انتخابات کشور ادعا کرد رد صلاحيت‌هاي هيات اجرايي (31 درصد كل داوطلبان) كمتر از رد صلاحيت هيات‌هاي اجرايي در دوره‌هاي قبل است حال آنکه رد صلاحیت داوطلبان انتخابات مجلس ششم و هفتم در هیأتهای اجرایی دردولت اصلاحات به ترتيب 5 و 6 درصد بود. آقاي پورمحمدي نيز به دروغ میگوید بيشتر رد صلاحيت‌شدگان اصولگرا هستند حال آنكه به اعتراف خود اصولگراها از جمله آقاي شهاب‌الدين صدر حدود 95 درصد تاييد صلاحيت‌شدگان اصولگرا هستند. آقای حداد عادل نیزبه جای دفاع از حقوق رد صلاحیت شدگان، به آقایان خاتمی، کروبی و هاشمی انتقاد می کند که چرا به ردصلاحیتهای گسترده انتقاد می کنند و خواهان انتخابات رقابتی شده اند. جالبتر آنکه به گفته رئیس مجلس هفتم ردصلاحیتها جناحی نبوده است. آقاي جنتي نيز به انتخابات زمان شاه انتقاد مي‌كند كه چرا نمايندگان را از قبل تعيين می کردند. انسان از اين همه بي‌انصافي عدم صداقت تعجب مي‌كند. وی افزود: هم در انتخابات مجلس هفتم تکلیف 190 کرسی از قبل مشخص شده بود و هم در این انتخابات تاکنون تکلیف 180 کرسی روشن شده است. به این ترتیب معلوم شد که حق با متحصنین شجاع مجلس ششم بود که اعلام کردند ردصلاحیتهای فله ای آغاز بدعتی بزرگ در انقلاب اسلامی است و عده ای قصد دارند به جای میزان رأی ملت است، میزان را رأی یک نفر قرار دهند. بگذریم از اینکه امروز نظارت استصوابی دامنه فیلم و سینما را هم گرفته است. وی همچنین گفت: اگر در انتخابات شرکت نکنیم و از ثبت نام بپرهیزیم می گویند چرا با دشمنان همسو می شوید و انتخابات را تحریم می کنید. اگر ثبت نام کنیم، آقای احمدی نژاد ما را سرزنش می کند که چرا ثبت نام كرده اید. حال آنکه سرزنش متوجه کسانی است که به شعور و اصالت ملت ایران توهین و حقوق ایرانیان را نقض می کنند. از آزادی سخن می گویند و استبداد مي ورزند. ملت ایران را صغیر و ناآگاه می خوانند که در صورت برگزاری انتخابات آزاد به نامزدهای منحرف رأی می دهند!

عضو شوراي مركزي مجاهدين انقلاب درباره عملكرد هيات‌هاي نظارت گفت: با شناختي كه از اعضاي اين هيات‌ها و در راس آنان آقايان جنتي و صادق لاريجاني دارم، چنانچه این هیأتها به حال خود رها شوند صلاحیت تعداد دیگري از نامزدهای شاخص اصلاح طلب را که در مرحله قبل تأیید شده اند، رد خواهند كرد و در عوض احتمالا چند صد نفر از داوطلبان غیرسرشناسی راکه حدس مي‌زنند راي نمي‌آورند، تاييد صلاحيت خواهند كرد تا به اين ترتيب هم نشان دهند كه شوراي نگهبان مرجع رسيدگي به شكايات مردم است و هم ادعا کنند در برابر تأیید صلاحیت چند صد نفر، ردصلاحيت چند نفر مهم نيست و نشانگر دقت و انصاف آقايان است.

رئيس اسبق ستاد انتخابات كشور گفت روز يكشنبه 14 بهمن‌ماه معلوم مي‌شود كه آيا رد صلاحيت‌های غیرقانونی و فله ای هيات‌هاي اجرايي كه پيرو ارسال متن سخنراني اخير مقام رهبري به آنان توسط وزارت کشور صورت گرفت، ناشي از تصميم كانون قدرت است و همان مركزي كه به هيات‌هاي اجرايي ابلاغ كرد كه چه كساني بايد حذف شوند، به هيات‌هاي مركزي نظارت نيز همان پيام را ابلاغ خواهد كرد و ديگر جاي هيچگونه خوشبيني و توجيه باقی نخواهد گذاشت و به این ترتیب به جهانیان اعلام خواهد کرد انتخابات آزاد، عادلانه و سالم در جمهوری اسلامی ایران سرابی بیش نیست و قرار است جمهوري اسلامي به صورت تك‌حزبي و مطلقه اداره شود و حزب پادگاني جاي همه احزاب قانوني كشور را بگيرد، یا هیأتهای نظارت بر انتخابات با اصلاح اقدام غیرقانونی هیأتهای اجرایی، امکان برگزاری انتخابات آزاد و سالم و رقابتی را فراهم خواهند کرد.

سرپرست وزارت كشور در دوره اصلاحات اطلاعيه روز گذشته مجمع روحانیون مبارز را بسیار مهم ارزیابی کرد و گفت تشکیل این مجمع دوراندیشی رهبر فقید انقلاب را نشان می دهد، همچنان که غیررقابتی کردن انتخابات نیز نشانه استحاله انقلاب پس از رحلت ايشان است. وی یادآور شد دو دهه پيش امام خميني در آستانه برپایی انتخابات دور سوم مجلس در سال 67 و برای جلوگیری از تک قطبی شدن قدرت و ایجاد فضای رقابتی در عرصه سیاست و انتخابات دستور تشكيل مجمع روحانيون مبارز را صادر کردند تا رقابت سياسی در جمهوري اسلامي ايران نهادينه گردد. نتيجه آن دورانديشي در سال 76 خلق حماسه دوم خرداد بود و نجات كشور و نظام با انتخاب تاریخی سیدمحمد خاتمی فرزند فاضل، باتقوا و متعهد امام و با رأی بی سابقه مردم. اطلاعيه دیروز مجمع روحانیون مبارز تهران نیز با حضور چهره های بزرگواری مانند آقایان موسوی خوئینی، توسلی و موسوی بجنوردی اجازه نداد كه چهره ای استبدادي از روحانيت شيعه كه همواره در رأس نهضت‌هاي آزادي‌بخش در يكصد سال گذشته ايران بوده‌ است، ترسیم شود. اميدواريم مقامات عالي نظام اجازه ندهند اين انحراف بزرگ یعنی حذف آزادي که شعار اصلي انقلاب اسلامی بود و هدم و نابودی جمهوريت نظام و ميزان بودن رأي ملت كه بلاترديد اسلام و تشیع را هم به نام خواهد كرد و چهره‌اي طالباني از جمهوری اسلامی به نمايش خواهد گذاشت، در زمان حكومت آنان صورت گیرد.

تاج‌زاده افزود: پس از شكست دولت احمدي‌نژاد در راستي‌آزمايي رقابت آزاد نامزدهای دولتی با اصلاح طلبان و ديگر نامزدهای مستقل، اكنون نوبت راستي‌آزمايي شوراي نگهبان است كه زير نظر رهبري اداره مي‌شود که آیا آنان همچون مجلس هفتم قرار است انتخابات نمایشی برگزار و مجلس فرمایشی ديگري تشکیل دهند یا از ناکامی پروژه یکدست شدن حکومت درس گرفته اند و در حد مردم ونزوئلا و بولیوی برای ملت ایران ارزشی و احترام قائل می شوند و انتخابات را آزاد، سالم و عادلانه برگزار خواهند کرد. وي درباره رد صلاحيت خود نيز گفت: وقتي آقايان فلاحيان و حسينيان تاييد صلاحيت مي‌شوند و روحانيون بزرگواري مانند آقايان انصاري‌راد، كيان ارثي، قوامی و دكتر شكوري به جرم عدم اعتقاد یا عدم التزام به اسلام، انقلاب، نظام، قانون انسان و ولایت فقیه رد صلاحيت مي‌شوند و سخنگوي شوراي نگهبان با بداخلاقی اعلام مي‌كند عدم التزام به اسلام روحاني و غيرروحاني نمي‌شناسد و وقتي معاون آقاي فلاحيان وزیر کشور می شود و صلاحیت هم‌فكران آقاي سعيد امامي تاييد و صلاحیت چهره‌هاي مردمی چون آقایان بهزاد نبوي، مرتضي حاجي، محسن آرمين- علي مزروعي و نجفقلي حبيبي رد مي‌شود، اينجانب چه مي‌توانم بگويم. البته من شخصا به هيات‌هاي نظارت شوراي نگهبان شكايت نكردم و نخواهم كرد مگر آنكه ابتدا دادگاه آقاي جنتي تشكيل شود و من تخلفات وي و همكارانش را در انتخابات مجلس ششم افشا كنم. بارها گفته‌ام مادام كه دادگاه آقاي جنتي تشکیل نشود، ایرانیان شاهد برگزاری انتخابات آزاد و سالم نخواهند بود و با بدعت نظارت استصوابی كه پس از رحلت امام مطرح شده است. رد صلاحیت داوطلبان و برگزاري انتخابات نمايشي بزرگترین دلمشغولی اصلاحگران خواهد بود.

وی در خاتمه اصولگرایان را نصیحت کرد که از سرگذشت پیشینیان درس بگیرند و از انجام کودتای دوم پارلمانی خودداری کنندو اجازه دهند ملت رشید ایران خود در صندوقهای رأی تصمیم بگیرد چه کسانی صلاحیت ورود به مجلس را دارند.

این مطلب را به نقل از سایت نوروز آوردم.


 


 
یه هر جا که شد نباید وصل شد!!!
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۸  
توی این بلبشوی رد صلاحیتها هر کس دارد حرف خودش را می زند. یکی می گوید من زن جانباز هستم چطور می شود که اعتفاد به اسلام نداشته باشم!!! یکی می رود پشت تریبون مجلس شهادتین می خواند!! یک عده هم می روند دنبال حکم حکومتی. تازه یک عده یا IQ بالاتر دست به دامن همانهایی می شوند که دوره های قبل خودشان توی امر رد صلاحیت پیش قدم دیگران بوده اند. زمانی که معین رد صلاحیت شد بزرگترین اشتباه آقایان لابی های پنهان و آشکاری بود که الان برای همه معلوم شده که به چه نتیجه ای رسیده. همیشه گفتن مرگ یه بار شیون هم یه بار. این جماعتی که اسم خودشان را گذاشته اند اصلاح طلب و تنها چیزی که به فکرش نیستند اصلاح رفتارهای غلط گذشته خودشان است!!! معلوم نیست چقدر دیگر انرژی جوانهای این مملکت را به هدر بدهند تا شاید دیکتاتورهایی که به هیچ چیز جز قدرت نمایی خودشان فکر نمی کنند بفهمند که در این خاک ریشه آدمهای دیگری هم وجود دارد.
 
کجا بودی آقای آرمین؟؟؟؟
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٦  

من اعلام می كنم كسانی شایسته شماتت هستند كه كه اصل میزان رای ملت است را به میزان رای یك تن است بدل كرده اند.

كسانی شایسته شماتت هستند كه درخارج اعلام می كنند كه ایران در دوره ریاست جمهوری آنها آزادترین دوران را سپری می كند اما هشتاد درصد از منتقدین خود را در انتخابات رد صلاحیت می كنند.

كسانی شایسته شماتت هستند كه به اندازه متحدان كمونیست وسوسیالیست خود تحمل دموكراسی وانتخابات آزاد را ندارند.

كسانی شایسته شماتت هستند كه با عملكرد خود در انتخابات ملت بزرگ ایران را در برابرمردم افغانستان، بولیوی ونیكاراگوئه شرمسار كرده‌اند.

اینها سخنان آدمی است که وقتی نوحه ی اما حسین گوش می کند سرتاسر صورتش پر از اشک می شود و وقتی از او بپرسی برای چه گریه می کنی می گوید که به خاطر ظلمی که یزیدیان بر امام حسین روا داشته اند!!!

راستی آقای آرمین شما کجا بودید وقتی هم خطان شما را که شما زیاد از ایشان خوشتان نمی آمد رد صلاحیت می کردند؟ یادم هست که نایب رییس مجلس بودید؟؟ اشتباه که نمی کنم؟ نشستی وئ هیچ نگفتی!!! چرا گفتی ولی فقط محکوم کردی!!! آقای کروبی شما چطور؟ رییس مجلس بودی ولی صدات در نیومد!!!! فقط خواستی با وسط داری کردن خودت را تو دل هر دو طرف شیرین کنی؟ حالا چی؟ شماهایی که یک عمر حکم حکومتی را رد کرده اید برای برگشتن به جریان بازی دنبال آن هستید؟

افتضاح است!!! از آن هم یک قدم آنورتر!!!

نمی دانم خودتان را فریب می دهید یا مردم را یا هر دو را باهم؟

ظلم بر همه روا می کنند و پرچم امام حسین را بلند می کنند!!! ای تمام اعتقاداتان بر کمرتان بزند! این ظلمی که امروز بر من و امثال من رواست نتیجه آنچه شما گفتید و کردید و آدمهای ابلهی چون ماست که پذیرفتند.