هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

فوت دانشجوی دکترای دانشگاه شهید بهشتی پس از مشاجره با استادش
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٩  
روز چهارشنبه 28 فروردین 1387 ش.ک. دانشجوی دکترای رشته شیمی دانشگاه شهید بهشتی پس از مشاجره با استادش به آزمایشگاه دانشگاه رفته و ظاهرا بر اساس آنچه بیان شده با خوردن سیانور به زندگی خود پایان داده است. 
خبر برای دانشجویان و کسانی که ظلمهای سیستم آموزش عالی کشور را شاید عادی باشد ولی برای کسانی که ایشان را می شناخته اند و با روحیات این فرد اشنا بوده اند بسیار تعجب آور است. ش. یک معلم دلسوز و همکار خوبی برای من در دبیرستان علامه حلی بود. 3 سال با وجود کسب حتی رتبه اول در آزمون پذیرش دکترا در گزینش و مصاحبه رد شد ولی بالاخره به هدف خود رسید. خیلی سخته که ازش بیشتر بنویسم. شاید دیرتر... گفته های زیادی هست....گفتنی ها کم نیست...من و تو کم گفتیم. 

 
پس لرزه های انتخاباتی (به نقل از امیر فرشاد ابراهیمی)
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٧  

سلام، فقط می خواستم اینم مطلب رو به نقل از امیرفرشاد ابراهیمی (با کسب اجازه از خودشان)و وبلاگش به نام گفتنی ها نقل کنم. شاید وبلاگش فیلتر باشه. به نظر من جالب اومد تا نظر شما چی باشه:

 =====

پس لرزه های انتخابات مجلس
کاندیدای اصولگرای مردمی کمی هم خاکی !
آقای محمد مایلی کهن که معرف حضور می باشند ؟ ایشان از چهره های هوادار آقای احمدی نژاد است و در همین انتخابات اخیر کاندیدا شده بودند و شعارشان عدالت اجتماعی و مبارزه با سرمایه داری بود ، ادعایشان این است که اگر مدیدیرت کشور مدیریت حزب الله شود همه چیز گل می شود و کشور گل و بلبل می شود چرا که فقط حزب اللهی ها – یعنی خودش هم – فکر غارت و چپاول نیستند در سخنرانی های انتخاباتی ایشان یکی از اصلی ترین حرفهایش این بود که من با اتوبوس به محل کارم می روم و مردمی هستم (و رمز موفقیت من همین است (دوازدهم اسفند ویزه نامه انتخاباتی روزنامه رسالت صفحه 14 سخنرانی مایلی کهن در میان مردم اسلامشهر : من از میان مردم هستم ) – آخیش دلم سوخت یعنی یه پیکان مدل پنجاه و چهار هم نداره ! – حالا همین یک ادعای آخری این آقا و دیگر حضرات را با هم مرور کنیم اگر شما به پورتال ستاد انتخابات کل کشور مراجعه نمائید (اینجا) اسامی کاندیداها و شماره ملی همه این حضرات هست میتوانید با یادداشت شماره ملی این آقایان سپس بروید به سایت فروش دولتی ( یعنی سهمیه ویژه ) ایران خودرو (اینجا) و یک جستجوی ساده کنید کد ملی آقایان را وارد نمائید ، به طور مثال کد ملی آقای محمد مایلی کهن را بزنید کد ایشان این می باشد 2648798102 و نتایج را مشاهده کنید ! بله در همان زمانی که ایشان ادعا دارند با اتوبوس به محل کارشان می رفتند ، یکدستگاه پژو آریان 1600 ، یکدستگاه سمند ، یکدستگاه تندر 90 ، یکدستگاه پژو پارس ، یکدستگاه سورن با سهمیه ویژه از بیت المال دریافت نموده اند . صداقت این آقایان واقعا ستودنی نیست ؟
وقتی شانس در خونه آدم رو میزنه
آقای جمال خضری یک ویلون نواز است ! ایشان احساس می کند در ایران آینده ای ندارد می رود پاسپورت میگیرد و خلاصه ویزایی جور می کند و به فرانسه می آید در همان دم تقاضای پناهندگی سیاسی می دهد خلاصه رسیدگی می کنند و پس از مدتها به درخواست پناهندگی ایشان جواب رد می دهند و می گویند شما تحت هیچ گونه فشار سیاسی و یا محدودیتی قرار نگرفته اید پس بروید رد کارتان ایشان دیپورتی می گیرند و به کشور برمیگردند آقای خضری عزیز در همین انتخابات اخیر مجلس تصمیم میگیرد برود کاندیدا بشود و چون مطمئن بوده که رد صلاحیت می شود در نظر داشته تا با همان برگه رد صلاحیتش دوباره برود درخواست پناهندگی مجدد بدهد اما از آنجا که این دنیا بازیهای زیبایی دارد و در جمهوری اسلامی هم هیچی حساب و کتاب ندارد میزند و صلاحیت ایشان تائید می شود ! جمال خان در برابر کار انجام شده قرار میگیرد و دست از پا درازتر می گوید ای بکشی شانس تیرم به هدف نخورد انتخابات می شود و دست بر قضا ایشان در حوزه نقده و اشنویه می شود یکی از معروفترین کاندیداها که اهل هنر و ویلون هست و گفته می شود که خضری جان الان با فاصله بیش از 3 هزار رایی با رقیبش شانس اول پیروزی در دور دوم را دارد . خبر این معجزه را میتوانید اینجا بخوانید !

دشمن ، دشمن ، دشمن :
یک تحقیق جالب دیگر بروید سایت مقام معظم رهبری ! بعد واژه دشمن را جستجو کنید ! نتیجه بسیار جالب هست نگاه کنید ! چیزی بیش از هشتصد صفحه و بالغ بر بیش از پنجاه هزار بار تکرار شده است !( اینجا را نگاه کنید ). چقدر این آقا علی از دشمن خوشش می آید ؟!

 ====

اینها نقل قول بود و تا آنجایی که من پیگیری کردم صحت داشت. دوستانی که برخلاف این نوشته ها دلیلی دارند خوشحال می شوم تا در این مورد بحث کنیم.

 


 
اول بخوانید بعد بروید عقد کنید!!!
ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢۱  

به اطلاع تمامی دوستان عزیز در داخل و خارج از کشور می رساند که تمام مشکلات بشریت حل شد. تنها با یک تماس با صاحب این عکس که شماره اش را برای شما گذاشته، روش تمام نیاکان شما زنده خواهد شد و عدل و عدالتی!!!! چنان فراگیر تمام کره خاکی را فرا خواهد گرفت. (فقط بپایید که هوا بارونی بشه تا گِل سرتاپاتون رو نگیره!!!)

 

بشتابید!!

 


 
نشر خرافه یا خرافه پرستی؟
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٥  

دیشب از رشت راه افتادم به سمت تهران.

اولاً مملکت به اوج بی قانونی رسیده. قیمت بلیط قبل از عید نوروز 4000 تومان و برای دیروز که از یک هفته قبل گرفته بودم شده 6000 تومان! اونم وقتی بلیط به اسم اتوبوس اسکانیا سوار یه ولوو ب 6 یا حداکثر ب 12 داغون بشی و هیچ نظارتی هم بر اونا نباشه بیشتر اعصابت به هم می ریزه. همه توی این مملکت منتظر ظهور هستند و خودشون هیچ کاری برای درست شدن کارا انجام نمی دن.

دوماً الان که اینا رو می نویسم خیلی خسته هستم ولی یه نکته باعث شد که بنویسم و اون کارت دعوت عروسی پسر عموم! (که خوشبختانه چندین ساله که نه خودش و نه اون بابای آدم فروش فرصت طلبش نون به نرخ روز خورشو ندیدم) دیدم تصمیم گرفتم حتما این مطلب رو الان بنویسم.

سوماً این چند وقت رشت بودم و کلا زندگی یه جور دیگه بود. برای همینم آرامش لازم برای نوشتن رو نداشتم. تنها نکته موثر دو تا پذبرش دانشگاهی بود که برام اومد.

سوماً فرهنگ انتظار هر چند در تمام ادیان الاهی و بعضی دیگر ادیان بسیار جا افتاده است ولی متاسفانه امروز در کشور ما بیشتر به سمت خرافه گرایی، تنبل پروری، بی قیدی و مسولیت ناپذیری جهت پیدا کرده و متاسفانه با سیاستهای غلطی که در جامعه اجرا می شود روز به روز بیشتر جا می افتد.

دیروز آقا جون یه کتاب برام فرستاد بالا که بهش داده بودن به اسم "وعده دیدار". چاپ دوم کتاب بود با تیراژ 20000 تا. اول کتاب هم شرحی بود بر ثواب اعانه دادن برای چاپ و پخش مجانی یک چنین کتابهایی. وقتی به جز کتابهای درسی کتابهای کمی هستند که به تیراژ بالای 5000 برسند واقعا جای تاسف داره که کتابهای اینچنین با مضامین منسوب به دینی (تاکید می کنم نسبت داده شده به دین) این چنین مثل قارچ در جامعه رشد می کنند. فقط یک جمله از این کتاب رو یادم هست: انتظار کشیدن و سکوت پیشه کردن افضل اعمال در نزد خداوند است!! برداشت عامه جامعه از این جمله چی میشه؟ یعنی اینکه هرچی تو سرت زدن هیچی نگو و فقط بگو یکی میاد انتقام منو ازتون میگیره!

به علاوه: آقای دایی سرمربی تیم ملی ایران! تحصیل کرده فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف! و دانشجوی دکترای دانشگاه آزاد اسلامی!!! برای شکستن طلسمی - که راز آنرا یه نفر طی یک فقره پیامک برای ایشان افشا کرده- که گره در کار تیم سایپا انداخته به خدمت آقای بهجت رفته و ایشان (مرجع تقلید مسلمانان) هم این طلسم را طی 30 ثانیه باطل کرده و قرار بوده تیم ایشان در سال جدید خوب نتیجه بگیرد ( بگذریم از اینکه نصف روز بعد از این اعترافات آقای دایی تیم ایشان به تیم امیرقلعه نویی 2 بر 1 می بازد). نتیجه گیری اینکه معتقد کردن مردم به این چرندیات منجر به از دست رفتن آبروی خود آقایان هم می شود. در نتیجه مقدمات فوق و باخت سایپا می توان گفت که یا اقای بهجت قادر نبوده طلسم یک رمال کوچه بازاری رو باطل کنه! یا اصولا آقای دایی خالی بسته! یا اینکه از دم همه این حرفا چرت و پرت هست.

نهایتا اینکه عموی ما صاحب مجلس عروسی پسرش را امام زمان معرفی کرده و مجلس عروسی را هم آکنده از شمیم گلهای ولایت دانسته و بیان نموده اند که در چنین فضایی دو شکوفه از گلستان اسلام پیمان همبستگی و پیوستگی می بندند. یعنی اینکه بالاخره در سال نوآوری این دو شکوفه گل می کنند و یاد سال اتحاد و همبستگی هم پاس داشته می شود. خودتان قضاوت کنید!!