هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

از گويايی تا زبن گويش(۲-شکل گيری)
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٠  

v    شکل گيری زبان:

    از يک ديد می توان زبان را عنصر مشترکی ميان ذهن های افراد متفاوت که باعث برقراری ميان آنها می شودمی توان دانست، از طريق شکل گيری در اين زمينه صداها و حروف و حتی آواها قدرت برقراری ارتباط ميان به کار برنده ی آنها و شنونده را پيدا می کنند.از اين مسير حلقه ای در روابط اجتماعی شکل می گيردکه می توان آن را با توجه به زبان معلوم تحليل کرد.اما سوالی که پيش می آيد اين است که شکل گيری اين حلقه در اين سطح به چه صورت است؟ از نظر روان شناسی يادگيری زبان نيز(البته تا حد زيادی فقط) در کنار انواع و شکل های ديگر يادگيری و تا حدی هم با تاکيد بر پايه فيزيولوژيک آن و هم تاثير شناخت بر آن.

* نکته: تاکيد بر فرآيند فيزيولوژيک به دليل اين که کار بری کلمات به وسيله کودک نوباوه نياز مند طی مراحلی است – که اين فرآيند گذشت از مراحل فيزيولوژيک و سنی را رسش می نامند- تا کودک توانايی به کاربری عضلات حنجره، زبان، لب ها و ... را به دست آورده تا بتواند نحوه استفاده از آن ها را فرا گيرد.

    اما از لحاظ نوع نگری يادگيری را کمتر می توان يادگيری تداعی دانست و بيشتر آن را بايد در زمينه شناخت بررسی کنيم. يعنی آن چه کودک به عنوان آگاهی و الگو برای همانند سازی از دنيای اطراف خود به دست می آورد، صرفن اطلاعات خام است که تحليل اين اطلاعات بر اساس بينش درونی کودک – که آن هم متاثر از همه عوامل ژنتيکی و محيطی و اجتماعی و شناختی می باشد- صورت می گيرد.