هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

یادت میره...خوب می شه!!!
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۳  

یکی بود یکی نبود... یه روز یه قلعه ای بود به اسم... به اسم... ولش کنید!! همه جا می تونه قلعه حیوانات باشه!!! اصلاً حالا هم هست!!! گاهی آدم هوس می کنه که آلزایمر داشته باشه... بهتر نیست؟ اونوقت خیلی چیزا رو راحت می شه فراموش کرد... خودش خوب می شه می افته!!! کاش اون روزنامه های قدیمی رو توی کتابخونه مدرسه هیچ وقت نمی دیدم... فیلمای 12 فروردین 58 را یادتون هست؟ توی صف خانوما هم بودن، توی صف بعضیا چادر سرشون بود، بعضیا روسری، زبونم لال دور از جون بعضیا هم ... خوب ما که هر چی تلاش کردیم اثری از حجاب ندیدیم!!! همین ها بودند که باعث بالا رفتن آمار شرکت کنندگان در انتخابات بودند نه؟؟؟ توی روزنامه ها هم که .... همین روزنامه اطلاعات خودمون رو می بینید؟ تیتر اول زده بود: در حجاب اصراری نیست!!! بالای تیتر اسم آقای طالقانی هم دیده می شد... اما کم کم همه چیز باید عوض بشه! عده ای باید بتونن یه معیاری برای جدا کردن خودشون از بقیه معرفی کنند... حالا چه چیز بهتر از لباس و شلوار و شکل و فرم مو و ریش!!! اینطوری آدما رو می شد از هم دیگه تشخیص داد-البته فراموش نکنید که هنوز همه با هم برابر بودند- اما باز هم تغییر باید ا دامه پیدا می کرد. چرا؟ چون همیشه که نباید فکر پیشرفت جامه بود که!!! گاهی هم باید یه صافی دستمون بگیریم تا بتونیم سهمیه خودی ها رو از بیخودی ها یا نخودی ها شاید هم غیرخودی ها- تشخیص داد تا خودمون بیشتر داشته باشیم تا توی ظرف اونایی که مثل م هستند بیشتر بریزیم برای بقیه هم که خدایی بالای سرشون هست دیگه... کم کم جمله روی دیوارها داشت یه چیزایی رو در ادامه می دید ... " البته بعضیا برابرترند" خوب پس نتیجه چی میشه؟ برابر ترها می تونن امکانات بیشتری داشته باشند... کارخونه ها برای اونایی که برابر ترند بهتره .... استخدام؟؟؟ خوب گزینش باید وجود داشته باشه دیگه!!! چرا؟ چون همه که شایسته نیستند... راههای اثبات شایستگی هم که قبلاً مشخص شده... از وام و امکانات دیگه هم لازمه صحبت کنم؟ نه دیگه بسه... شایسته سالاری وجود داره دیگه چی می خواهید؟ الان رعایت نمی شه؟ ای بابا!! پس فکر می کنید رئیس جمهور چطور مشاوران جوان خود را انتخاب می کنه؟ تازه از مزایای کارخانه هم می تونن استفاده کنند... سابقه کار و تجربه هم که لازم نیست!! خودشون انقدر امتحان و خطا می کنن که کار دستشون میاد... راستی شما فکر می کنید اگر اونم همچنان با همون لباسای قدیمیش می خواست بگرده می تونست در حلقه وارثان خوشبت این میراث قرار بگیره- همش بگید تغییر بده!!!- تازه توی کمتر از دوسال می شه زیر همه حرفایی زد که قبلاً گفته شده... راستشو بخواهید منم فکر می کنم به جای فکر کردن به تحریم و مشکلات دیگر جامعه فقط می شه به فکر تیپ و لباس عناصر بیگانه بود!! اینا همه عوامل بر انداز نظام ما هستن و باید حتما حالشون رو بگیریم... اینطوری حتماً می تونیم به بقا کمک کنیم... وقتی که ما مردمی انقدر فراموشکار هستیم چرا باید از گذشته عبرت بگیریم. همیشه باید در آخرین لحظات تصمیم بگیریم، در زمان اجبار و تحت فشار عمل کنیم، تا مجبور نباشیم کاری رو حتی به نفع خودمون انجام ندیم.... بابا به چی فکر می کنی؟ من که دیگه مخم کار نمی کنه تو هم زیاد خودتو اذیت نکن... خودش خوب می شه می افته!!!!