هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

جنبش دانشجویی
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٩  
امثال همانطور که انتظار می رفت روز دانشجوو مراسم دنباله داری داشت. در روز جمعه مراسمی در خانه استاد بزرگوارم دکتر پیمان برگزار شد. هرچند بعد از مدتها دوست داشتم ایشان را ببینم ولی به دلایلی میسر نشد. اما ظاهراً صحبتهای خوبی ارائه شده. آقای یوسفی اشکوری سخنرانی زیبایی درباره قصد جمهوری اسلامی در تبدیل دانشگاه به حوزه و شکست در آن و برعکس شدن جریان ارائه کردند. وقت بگذارید و بخوانید. باقی مطالب را از طریق لینک داده شده پیگیری کنید. اما ادامه ماجرا در روز یکشنبه در دانشگاه تهران جور دیگری بود. شاید جنبش دانشجویی دوباره در تلاش باشد که خود را نشان دهد و به بیدار کردن بدنه جامعه ما که 30 سال می شود که گرفته اند و خوابیده اند بپردازد. اما لازم است اشتباههایی که در زمان 18 تیر اتفاق افتاد را تکرار نکند. در تمام تجمعهایی که در سالهای پیش دیدم دانشجویان پس از اندکی حضور در دانشگاه تلاش برای رفتن به خیابان های اطراف دانشگاهها را پیش گرفته اند. آنچه که نیازمند هوشیاری در اینجا است امده آوردن دیگران به داخل فضای فکری است که جنبش دانشجویی در داخل آن معنا پیدا می کند و این تفکر زمینه ساز زنده شدن نیاز آزادیخواهی در هر انسانی می شود. خروج از این فضا، چه فکری و چه محیطی، منجر می شود که لمپنهای نوین تحت عناوین شناخته شده بتوانند برخوردی که که دنبال آن هستند را از خود نشان دهند و سپس با کمک دوستان دیگرشان در رسانه بتواندد آنها را عده ای اراذل و اوباش که مشروبات الکلی با خود به همراه داشته اند معرفی کنند!!!!
اما نکته زیبایی که تجمع دانشگاه تهران داشت وحدتی بود که بین دسته های مختلف دانشجویان بوجود آمده بود. به قول معروف "عدو شود سبب خیر". برخوردهای اخیر با دانشجویان شهرهای مختلف باعث این احساس همدلی بین این دانشجویان شده و واقعاً امید این می رود که بتوان این تفکر را به بطن جامعه منتقل کرد. این دیگر وظیفه ماست. من و تو باید بنویسیم. من و تو باید پدر و مادر و برادر و خواهر خود را آگاه کنیم. انسانها اگر بدانند زیر بار زور و استبداد نمی روند. قبول کنیم که دولت فاشیستی که الان وجهه تمدن صلح طلب ما را در دنیا زیر سوال برده نتیجه اشتباهی است که نسل ما در برخورد با اصلاحات داشت. ما اگر نمی نشستیم که بابا اینها فقط حرف می زنند و بگوییم به ما چه، ما اگر نمی آمدیم و در همین دانشگاه خاتمی و تفکر اصلاح طلبی را هو نمی کردیم ... ما اگر سرخورده از نامهربانی بعضی از همراهان نمی شدیم... امروز دیگر تاسف داشتن دولت بی لیاقت را نمی خوردیم.
دوستان من، اتحاد رمز باهم بودن ماست. ما باید اختلاف سلیقه را در میان خودمان باور کنیم و به آن احترام بگذاریم تا دیگران نتوانند سلیقه خود را به ما بچانند.
آگاه باشیم و برای آگاه کردن دیگران بکوشیم.