هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

دیکتاتور-DICTATOR
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٧  
مصاحبه تلویزیونی آقای رئیس جمهور اصلاً جالب نبود. راستش حال دیدنش رو نداشتم، نمی­خواستم یک سری دروغهای جدید و حرفهای عوامفریبانه دیگر را بشنوم. از نشنیدنش هیچ کس ضرر نکرده، من هم همین طور. به علاوه آنهایی هم که شنیدند مطمئناًٌ سودی نبرده اند. اما اصل مطلب این نیست. بعضی از دوستان بعد از سفرش به آمریکا و صحبتهایش در دانشگاه کلمبیا و اینکه رییس آن دانشگاه به او لقب دیکتاتور کوچک و پست را داد خیلی دلخور بودند. راستش را بخواهید برای من اصلاً مهم نبود به این آدم چی لقب بدهند. اما تصادفا در خبر ساعت 30و8 دیشب قسمتی از حرفهایش را شنیدم. در مورد علی آبادی و فدراسیون فوتبال. می گفت که من به این آقا در مورد گروهی که به جام جهانی رفتند هشدار دادم. همه یادمان است. آن موقع گفته بود که دادکان برکنار شود و تیم ملی با مربی ایرانی و خرد جمعی که نتیجه اش را در جام ملتهای آسیا دیدیم به آلمان برود. یه جورایی نشد که بشود. بعد گفت که" من بهش گفتم تو برو فقط همین یک فدراسیون فوتبال رو درست کن، بقیه ورزشو نمی خواد درست کنی. ورزش ما یه آدمی می خواد که با قدرت کار خودش را بکند." راستی از یک دیکتاتور غیر از اینگونه حرفها چیز دیگری سراغ دارید؟ تعریف واژه دیکتاتور در ویکی پدیا اینطور آمده است:

A dictator is an authoritarian, often totalitarian ruler (e.g. absolutist or autocratic) who assumes sole power over his state, though the term is normally not applied to those who acquire such position by regular constitutional means, such as a hereditary absolute monarch, except to denote personal abuse of power. The word originated as the title of a magistrate in ancient Rome appointed by the Senate to rule the republic in times of emergency (see Roman dictator and justitium). Like the term tyrant, originally a respectable Ancient Greek title, and to a lesser degree autocrat, it came to be used almost exclusively as a non-titular term for oppressive, even abusive rule, yet had rare modern titular uses.

In modern usage, the term "dictator" is generally used to describe a leader who holds and/or abuses an extraordinary amount of personal power, especially the power to make laws without effective restraint by a legislative assembly. Dictatorships are often characterized by some of the following traits: suspension of elections and of civil liberties; proclamation of a state of emergency; rule by decree; repression of political opponents without abiding by rule of law procedures; single-party state, cult of personality, etc.


ترجمه این متن معنی را به خوبی نمی تواند برساند. اما توجه کنبد به پاراگراف دوم وقتی به معنای دیکتاتور در جامعه نوین اشاره می کند. به نظر شما آشنا نمی آید. تنها تفاوت این است که این دیکتاتور توانست به عوامفریبی رای از مردمی بگیرد که حافظه خوبی ندارند. از مردمی که تاریخ را فقط به عنوان کتاب درسی نگاه کرده اند، از مردمی که کتاب تاریخ را صرفاً برای خواندن و گذاشتن برای قشنگی در کتابخانه شان می خواهند. ما همین مردمیم. کسی را می شناسم که یک شناسنامه المثنی داشت، با هر دو شناسنامه اش رفت و به این آقا رای داد. هفته قبل که گشت ارشاد ایشان را در حالی که دستشان دنبال اشیا گمشده اش در لباس دوست دخترش می گشت در ماشین گرفت و گواهینامه اش را  جلب کردند آقا شاکی شده که" این مرتیکه مگه نمی گفت که ما به روابط دختر ها و پسرها کاری نداریم. پس چرا اینا به من اینطوری گیر دادن که ماشینم رو بخوابونم پارکینگ؟". وقتی می رویم پای صتدوق رای تا به شعارهایی رای دهیم که صرفا در جهت ارضای میلهای اولیه مان هست... پس همین است که سرمان می آید. وقتی که عدالت برایمان هیچ معنایی ندارد، وقتی فکر می کنیم هرکس حرف عدالت زد پس عادل می شود، همین می شویم. آقای رئیس جمهور اگر برای رفتن به سفر حج حلالیت لازم است، من و امثال من، شما و اطرافیان شما را به خاطر این بی عدالتی هایی که بر ما روا داشتید نمی بخشیم. نه شما و نه تمام آنهایی که سبب روا شدن این بی عدالتی ها بر ما هستند.