هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

انقلاب اسلامی پس از سه دهه! (قسمت سوم)
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٩  
شکل گرفتن یک مجلس اصلاح طلب و مجلسی که عملکرد دولت نهم را بتواند نقد کند بزرگترین ضربه ای است که به این دولت می تواند وارد شود، بنابراین نیروهای حکومتی برای خارج نشدن بازی از دستشان این بار می دانند که رفتن بیرون از بازی منجر به جدایی چندین ساله آنها از قدرت (آن چیزی که بسیار شیفته آن هستند و برای در دست داشتن آن دست به هر کاری می زنند- دل شیفتگان خدمت یا تشنگان قدرت؟)می شود، و این همان تجربه ایست که احمدی نژاد در دانشگاه علم وصنعت و در انجمن اسلامی آن دانشگاه بدست آورد. پدیده های نوین انقلاب اسلامی به خوبی می دانند ورود یک عنصر غیر همفکر آنها، قاعده بازی را از دست آنها خارج می کند. برای همین هم است که مهرداد بذرپاش 29 ساله، به ریاست یکی از بزرگنرین شرکتهای خودروسازی این کشور انتخاب می­شود (شایسته سالاری یعنی همین!!! فقط باید فرزند شهید باشی! خط تو با آقایان یکی باشد! آنوقت اول می روی در شهرداری! بعدش می روی ریاست جمهوری! به زور که نشد بری شورای شهر از دلت در میارن میری پارس خودرو!! اونجا حال نداد بهت اشکال نداره پول بیشتر برای تیم توی سایپا هست!!!) اما همین آقا وقتی بحث وزارت صنایع پیش می آید (رشته تخصصی ایشان صنایع بوده) به دلیل اینکه هنوز امتحان پس نداده باید منتظر دوره بعد ریاست جمهوری باشد. به همین دلیل است که در سفرهای استانی و حتی سفر حج رییس جمهور خبرنگاران خاصی هم باید همراه ایشان باشند (کامران نجف زاده را با آن کله ی تراشیده بعد از حج امسال حتما دیده اید) و حتی برای به هم نخوردن جو همراه حاج منصور عزیزشان را در تهران جا می گذارند و موجبات ناراحتی اش را پیش می آورند. چنین مدل برخوردی را به خوبی در طی مدت ریاست جمهوری احمدی نژاد در ایران می توان دید (برخلاف گفته های ایشان که دیگران را به باند بازی و ایجاد مافیا متهم می کنند عملکرد ایشان و همراهان و گماشتگانشان را در بخشهای مختلف مملکت با دیگران مقایسه کنید): در فدراسیونهای ورزشی با حضور محکم آقای علی آبادی این اتفاقات به خوبی پیش رفت. اقوام ایشان از پسرشان گرفته تا سایرین را در فدراسیونهای مختلف حضور موثری دارند. (مثال فدراسیون فوتبال را که همه دیگه می دانند.). در دانشگاهها این اتفاقات در ادامه تلاشهای احمدی نژاد و دوستانش بعد از شکست در هدایت جریان تسخیر سفارت آمریکا و تغییر هدف به ابتدا سفارت شوروی و سپس انگلستان، و راه انداختن جریان انقلاب فرهنگی و جریانهای ضد چپ، این دفعه شکل دیگری به خود گرفت. بسیاری از روسای دانشگاهها تغییر کردند و گردانه بازنشسته کردن اساتید غیر همفکر دوباره شروع به چرخیدن کرد. در حوزه سیاست خارجی حتی تحمل وجود لاریجانی برای احمدی نژاد سخت بود و با روشی که بسیاری از افراد غیر همفکر با خودشان را از جایگاههای مورد نظر خارج کرده بودند به تصفیه او هم پرداختند. در مورد سفرا در کشورهای دیگر هم که گفتن ندارد.