هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

انتخابات پرشور و شعور؟
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٥  

سلام!

بخشید که دیر شد. الانم کلی کار دارو نشستم دارم این حرفا رو می نویسم ولی دیگه طاقت آدم هم حدی داره به خدا. خودتون یه نگاهی به عکسای شرکت مردم در انتخابات بندازید:

 

نکته اول روسری اون خانومی هست که آرایش زیبایی هم کرده و اومده مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی بزنه. خدا وکیلی این دختر خانوم جلوی گشت ارشاد جرات می کنه همین جوری راه بره؟ اصلا می دونه رای دادن در چنین انتخاباتی یعنی چی؟ یا فقط از سر خالی کردن دق و دلی گیرهایی که توی این چند هفته بهش دادن اومده به چند نفر که هیچ کاری برای هیچ کجای مملکت نمی تونند بکنند، رای بده. اون لیست یاران خاتمی هم که دست خانوم پشت سریش هست هم که دیگخ معرف حضور هست. لیست جبهه مشارکت. همین کارت رو برای انتخابات ریاست جمهوری هشتم چاپ کرده بودند. ای دریغ از یه اپسیلون حافظه تاریخی. در طی چند انتخابات گذشته مسوولین جمهوری اسلامی خوب یاد گرفته اند مردم را چطور می توان کشید پای صندوغهای رای. یه نفر را به عنوان شخصیت منفی داستان معرفی کن (این دفعه محمود خان!) بعدش قهرمانهای خیالی داستان را بفرست تا اونرو از پا در بیارن. دوره هفت ریاست جمهوری "خاتمی-ناطق" دوره نهم ریاست جمهوری "احمدی نژاد-هاشمی" امروز هم "منتقد دولت (چه اصلاح طلب و چه اصولگرا {جون عمشون})-حامیان دولت".

حالا دوستان پیدا کنید پرتقال فروش ماجرا را. در نهایت هم نتیجه همانی هست که باید باشد. سر یه عده رو هم گرم می کنند به اینکه فلان جا تخلف انتخاباتی رخ داده فلان جا تقلب شده،  فلان ناظر رو اخراج کردند و مثل همه اینها. سوال آخر با انچه اصلاح نشدنی است چه باید کرد؟