هودار( نگه دارنده خوبی)!

چراغی اینجا روشن خواهم کرد، چراغی به کیفر تنهاییم.

این روزها
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٧  

سلام،

دو روزی رفته بودم این کشور همسایه (هنوز قضیه مرز بندی کشورها اینجا برام جا نیافتاده دیگه!!!) برای یک دوره فشرده آماری. واقعیت قضیه اینه که یکی از ده دلیلی که برای انتخاب دانشگاه توی اروپا و ترجیح اون به دانشگاه مونترال کانادا داشتم وجود همچنین دوره های آموزشی توی اروپاست که با هزینه بسیار کمی می تونی بدون دردسر ویزا بری و ازشون استفاده کنی. این گروهی هم که توی کشور همسایه این دوره رو مهیا کرده بودند واقعا کم نگذاشته بودند، و از لحاظ هتل محل اقامت و پذیرایی و برنامه ریزی خیلی خوب عمل کرده بودند (حتی نهار و شام هم دقیقا سر ساعت شروع به سرو شدن می کردند و این برای من که توی تمام کنگره های شبه بین المللی توی ایران لااقل نیم ساعت و گاهی تا 4 ساعت تاخیر رو دیده بودم خیلی جالب بود-تعداد شرکت کننده ها توی دو تا دوره که یکی پایه بود و یکی پیشرفته به 70 نفر می رسید). هتل هم جای بسیار ساکت و زیبا و البته زیبا و  برای کنگره و ... بسیار مجهز بود. کلا قضیه اینکه کیف کردیم جای همه محققین عالم در کنار ما خالی بود. رفت و برگشت رو هم که با ماشین دوستان رفتیم و برگشتیم.

محتوای خود دوره برای من چیز جدیدی نداشت ولی یک سری از مطالب پایه ای اماری رو که خیلی برام مورد استفاده بود باز کرد و از این بابت برای کارهای ایندم بسیار به دردم می خوره.

دوستان خوبی هم از بچه های دانشگاههای آلمان و هلند پیدا کردم ولی خوب دوستانی که توی ایران دارم همیشه یه چیز دیگه هستند و هیچ چیز باعث نمیشه احساس دور بودن ازشون برام راحت باشه.

راستی شنیدم باراک اوباما برنده جایزه نوبل صلح شده، نمیدونم واقعاً منطق این انتخاب چی بوده، ولی همیشه اعتقاد داشتم که نحوه انتخاب برنده جایزه صلح نوبل بقیه جوایز نوبل رو زیر سوال می بره. این یارو به دالایی لاما می گه من چون قراره برم چین واسه همینم نمی تونم ملاقاتت کنم، حال این چه جور صلحی هست خدا می دونه. حالا چیزی که بیشتر مشخص هست اینه که جنبش سبز باید خودش راه خودش رو بشناسه. رهبرای این جریان- موسوی و کروبی و خاتمی- باید بیشتر هواسشون به این تبلیغات باشه، چون هر حرکت بعدی اقای اوباما و کنار اومدنش با احمدی نژاد نشانه ای از صلح طلبی ایشون به حساب خواهد آمد.

از ما گفتن بود... نگید نگفتی